دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان
72
مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )
موافق با وسائل الشيعه « 1 » نيز هست . « 2 » اگرچه در رجال حديث محمد بن أحمد وجود دارد كه در كتابهاى رجال مهمل شناخته شده « 3 » و حسن بن على بن ابى حمزه نيز تضعيف شده است ، « 4 » روايتهاى با اين مضمون متعدد است و ضعف سند را جبران مىكند . أحمد بن علي بن أبي طالب الطبرسي في الاحتجاج عن أبي عبد اللّه عليه السّلام في حديث أنّ زنديقا قال له : لم حرّم اللّه الزنا ؟ قال : لما فيه من الفساد ، و ذهاب المواريث ، و انقطاع الأنساب ، لا تعلم المرأة في الزنا من أحبلها و لا المولود يعلم من أبوه ، و لا أرحام موصولة ، و لا قرابة معروفة ؛ « 5 » زنديقى از امام صادق عليه السّلام پرسيد : چرا خداوند زنا را حرام كرده است ؟ امام فرمود : به سبب اينكه فساد و از بين رفتن ميراثها ، و قطع نسبها را در پى دارد . در زنا زن نمىداند كه چه كسى او را باردار كرده است و فرزندى كه متولد شده ، پدرش كيست ؟ . . . مضمون اين حديث از حضرت رضا عليه السّلام نيز نقل شده است . « 6 » نيز در نهج البلاغه در بخش كلمات قصار ، از مولا امير المؤمنين عليه السّلام نقل شده كه در بيان فلسفهء احكام و از آن جمله در بيان فلسفهء زنا فرمود : « فرض اللّه . . . ترك الزنا تحصينا للنسب ، و ترك اللواط تكثيرا للنسل . » « 7 » در اين روايت ، دليل حرمت زنا بيان شده كه زنا موجب مىشود ، تا نسب سالم باقى نمانند . از مجموع روايتهاى فوق فهميده مىشود كه يكى از جهتهاى حرمت زنا خلط مياه و اختلاط انساب است ، پس دربارهء هر عملى چنين برمىآيد كه اگر اثر زنا بر آن مترتب شود ( هرچند كه ممكن است اصطلاحا آن را زنا ننامند ) حكم آن را خواهد داشت .
--> ( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 14 ، ص 267 ؛ بحار الأنوار ، ج 103 ، ص 368 . ( 2 ) . معجم رجال الحديث ، ج 14 ، ص 314 . ( 3 ) . همان . ( 4 ) . همان ، ج 5 ، ص 14 . ( 5 ) . بحار الأنوار ، ج 103 ، ص 368 . ( 6 ) . همان ، ج 79 ، ص 24 . ( 7 ) . نهج البلاغه ، تصحيح صبحى صالح ، ص 512 ، كلمه 252 .